سفری به دیارم
اگر چه زاده روستای نمره دو هفتکل هستم اما ساکن شهر اهواز میباشم از انجاییکه در مجموعه کارگاهی سایت اقبال نزدیک فرودگاه اهواز در بخش خدمات مهندسی مشاوره انجام وظیفه مینمایم هر روز صبح که با ماشینم عازم محل کارم میشوم وقتی به فلکه تپه اهواز میرسم گویی نیرویی به فرمان ماشینم وارد که از چرخش ماشین بطرف جاده اتوبان منتهی به فرودگاه را برایم با مشکل مواجه میکند نمیدانم شاید ان نیرو ذوق دیدار دیارم هفتکل است تا راه اهواز به غیزانیه وسپس با چرخشی دیگر جاده هفتکل را در پیش گیرم .
روزی در اوایل اذر ماه سال قبل پس از جاسازی لوازم سفر در درون ماشینم و برداشتن تفنگ، قطار پر از فشنگ و دوربین شکاری عازم دیارم هفتکل شدم وقتی از گردنه سیاه به سوی روستایم سرازیر شدم قدری پایین تر از گردنه در کنار گورستان روستایم توقف کردم و یاد همه عزیزان و اقوام و خویشان نیم رخ نهاده و خوابیده بر بستری از خاک را گرامی داشتم.
سپس راهی منطقه نمره 10 هفتکل شدم در ابتدای ورودی جاده چاه نفت شماره 10 هفتکل تفنگ دولول شکاری ام را در یک لول با فشنگ ساچمه ای و در لول دیگر با فشنگ چهار پاره مسلح نمودم. وقتی نزدیک پل تحلو (تلخ آب ) رسیدم در کنار جاده در فاصله سی، چهل متری گرگ نری را مشاهده کردم که ایستاده و نظاره گر ماشینم بود شیشه های ماشین بالا بود در آنجا توقف چند دقیقه ای کردم قامت گرگ هیبتی خاص داشت علیرغم مسلح بودن تفنگم آن را هدف قرار ندادم با پایین آوردن شیشه ماشین و هی کردن گرگ شروع به فرار نمود قدری که فاصله گرفت ایستاد و زوزه ای کشید بنظرم جفت خود را ندا میداد اما من جفتش را ندیدم پس از پنهان شدن گرگ در پس کوههای همان حوالی به راه خود ادامه دادم در مسیر خود چوپانی را با گله ای از گوسفندان مشاهده و داستان دیدن گرگ را برایش تعریف کردم او گفت چرا هدفش قرار ندادی و آن را نکشتی گفتم چرا؟ چوپان گفت در همین حوالی سه چهار خانوار کوچ رو و چادر نشین اتراق داریم در طول هفته های گذشته چندین راس از گوسفندانمان توسط همان گرگ و جفتش دریده و خورده شده است گفتم من که گله گوسفند ندارم که طعمه گرگها شود آن گرگ ها هم روزی شان در میان گله شما است به راه خود ادامه دادم تا آن که ماشین را بر فراز رشته کوهی حایل از قسمت شمال به منطقه نمره 10 و از جنوب به منطقه نمره 6 پارک کردم.
بسیاری از مناطق هفتکل نامشان برگرفته از شماره چاه نفت همان حوالی میباشد.
در فراز همان رشته کوه در میدان دید دوربین شکاری ام رشته کوه های گچی تنباکو کال، دشت وندا، مول شتری (کوهان شتری) قلعه نادر در نزدیکی بهبهان، رشته کوه زاگرس با قله منگشت و کوه آسماری قابل رویت بود.
از پشت دوربین در سینه کش کوه های اطراف تنباکو کال و بل باقلی چندین گله گوسفند از ایلات کوچ رو در حال چرا مشاهده کردم صدای دالانگ دالانگ زنگ بزرگ بر گردن بز نر شهاز (بز نر پیشرو گله) در میان دره ها و کوه ها طنین داشت همزمان آهنگ گوش نواز نی لبک چوپانی از ستیغ کوه به گوش میرسید در دامنه همان رشته کوهی که ماشینم در فرازش توقف داشت چشمه ای بنام حمام سو جریان دارد در پایین دست چشمه بیش از ده ها درخت بزرگ کنار است و در سینه کش همان رشته کوه و قدری بالاتر از چشمه شکافی در دل سنگ وجود دارد که سالهای متوالی به لحاظ وجود درختان کنار در آن شکاف کندوی زنبور وحشی عسل دیده بودم با تفنگ و ظرفی برای برداشت عسل روانه محل شکاف سنگ شدم در بین راه دو پرنده تیهو شکار کردم وقتی به درب شکاف سنگ رسیدم کندویی را مشاهده کردم پس از پرواز دادن زنبورها کندو را با موم کنده و در درون ظرف قرار دادم و به نزد ماشین برگشتم هنگام برگشتن از چند درخت ریملک سه چهار کیلویی میوه ریملک چیدم میوه ریملک همانند میوه درخت کنار میباشد اما قدری کوچک تر با مزه ای ترش و شیرین و عطری خاص. از میوه ریملک پس از جوشاندن ربی حاصل میگردد که بسیار خوش طعم می باشد.
آیا این چنین سفری خوش نصیبتان شده است ؟ تکرار همین سفر در طول عمرم تاکنون بیش از دهها بار برایم اتفاق افتاده است تا در اثر حرمان نگویم سال به سال یاد پارسال.
بلکه برای خوشی و انبساط خاطرم بگویم میروم امسال بجای پارسال.
اینجانب محمد قربانی زادروز 22 امرداد 1319 در روستای نمره 2 هفتکل چشم به این دنیا گشودم . آرمانم از ایجاد این وبلاگ پیش کش نمودن زیبائی ها و بیان فرهنگ ایلی و روستائی و تفاوت با فرهنگ مدنیت می باشد.