ویرانی و فقر
دهه 1340 به عنوان مامور اکتیو مراقبت، درمان و پیشگیری از بیماری مالاریا در دهستان جایزان را به عهده داشتم.
دهستان جایزان شامل روستاهای چم نظامی، چشمه چم نظامی، هادی خانی، سرجولکی، جولکی، جایزان، جایزان کهنه، مارون، تلخاب، چنگلوایی، کرفنج، ارمش، کهله و .... بود. جمعیت این روستاها بیش از جمعیت شهر هفتکل و روستاهای تابعه امروزی بود.
آب آشامیدنی و مصرفی مردم روستاهای منطقه جایزان از آب رودخانه مارون و آب جوی خان تامین می شد که بدلیل آلودگی آب رودخانه خاصه آب جوی خان، اکثر مردم روستاهای مورد اشاره به بیماریهای روده ای و پوستی مبتلا بودند.
رشته کوهی حائل بین منطقه روستاهای جایزان و ناحیه صنعتی شرکت نفت آغاجاری می باشد. در آن زمان مردم روستاهای جایزان در فقر و فلاکت، اما مردم شاغل و ساکن در ناحیه صنعتی شرکت نفت در آغاجاری در اوج رفاه و شادی بودند. در آن سالها آرزوی ساکنان روستاهای جایزان این بود که به عنوان کارمند یا کارگر در استخدام ناحیه نفت خیز آغاجاری باشند تا هم خود رفاهی داشته باشند و هم اینکه فرزندانشان صاحب آتیه گردند.
سالها گذشت تا بعد از انقلاب، یکی از مدیران دلسوز و مردمی شبی که می خواست در بستر خواب بیارمد به فکر فرو رفت که چگونه می تواند مردم روستاهای منطقه جایزان را از فقر و فلاکت رهایی بخشد. خوابش نبرد. پاشد و در خانه طرحی را به صورت مکتوب آماده کرد تا در مقام دفاع از طرح خود آن را ارائه نماید.
پیشنهاد مکتوب خود را در جلسه شورای مدیران استان ارائه نمود، طرح تصویب و جهت تامین اعتبار و اجرا به دستگاههای اجرایی ابلاغ گردید.
آن طرح عبارت بود از احداث سد آبگیر بر روی رودخانه مارون نزدیک روستای هادی خانی و اجرای کانال آب رسانی به طول بیش از 70 کیلومتر از سد آبگیر تا نزدیک شهرستان رامهرمز.
طرح اجرا شد و هزاران هکتار از زمینهای زراعی دیم تبدیل به کشت آبی شد، زمین و زندگی مردم آن سامان پر از سبزه و گل و ریاحین گردید.
هر زمان که از جاده رامهرمز به سمت بهبهان در سفر می باشم آن دم که تمامی مردم ساکن روستاهای دو سوی کانال آب رسانی را مشاهده می کنم و میبینم که پیر و جوان، مرد و زن، دختر و پسر که در مزارع خرم و سرسبز خود مشغول برداشت محصولات کشاورزی و یا کاشت و نشاندن نشا هستند و خانه هایشان نورانی و دارای همه نوع امکانات رفاهی می باشد، اشک شوق از چشمانم جاری می شود، چون من خود شاهد فقرشان بودم و بنا به وظیفه شغلی باید به درون خانه روستایی ها که کارت سرکشی مرافبت مالاریا نصب شده بود، وارد و تاریخ مراقبت در آن کارت درج و کارت را امضاء می کردم.
چندی پیش از یکی از بستگانم که ایشان یکی از کارکنان شرکت نفت در آغاجاری می باشد پرسیدم آیا دوست داری خانه ات در یکی از روستاهای منطقه جایزان باشد و زمین زراعی داشته باشی؟ گفت آری. گفتم چرا؟ گفت: من و امثال من در عذاب بوی گاز و نفت به سر می بریم.
آری آن مدیر رهایی بخش مردم فلاکت زده روستاهای جایزان از نوع و جنس مهندس کرمی، مدیر وقت پیشین سازمان جهاد کشاورزی هفتکل بود که خود برخاسته از مردم هفتکل بود که در زمان مسوولیتش چندین سد آبخیز و آبخو ان داری در اطراف هفتکل احداث نمود و آرمانی بس بزرگ در امر رونق کشاورزی هفتکل را داشت، که این مجال از او گرفته شد.
ضمن ارج نهادن به زحمات همه عزیزان شاغل در سازمان جهاد کشاورزی شهرستان هفتکل، امید است در ادامه آرمان مهندس کرمی کوشا و صاحبان نسق و سند رسمی مالکیت زمین زراعی دیم در اطراف سدهای مورد اشاره از مواهب مدیریت و آموزش آن سازمان برخوردار و نیز حمایتهای قانونی در این زمینه از کشاورزان فراهم شود تا با استفاده از آب پشت اینگونه سدها و تکمیل و به بهره برداری رساندن چاههای آب نیمه عمیق و عمیق حفاری شده در نزدیک روستاهای سرتیوک، جارو و مرغداری ساتیار نژاد، زمینهای کشاورزی دیم تبدیل به آبی شوند تا ضمن ایجاد اشتغال و تولید، ادعای منابع طبیعی ( ملی) بودن زمینهای زراعی دیم، از اداره منابع طبیعی شهرستان هفتکل ساقط گردد.
آیا مدیری از تبار مهندس کرمی در هفتکل پیدا می شود تا در کوهها و تپه ها و دره های لخت اطراف هفتکل نسبت به کشت علوفه و بته های مرتعی مقاوم و سازگار با کم آبی اقدام نماید تا در پاییز و زمستان که دامداران کوچ رو در آنجا اتراق دارند آنگاه به اخذ حق چرا یا حق مرتع اقدام گردد. مگر نه همین دامداران در این دوفصل موجب رونق بازار هفتکل از نظر گوشت و لبنیات می گردند. مگر دپویی از جو و کاه در گونی و یونجه زیر پهنه ای از پارچه برزنت در کنار سیاه چادرهای کوچ رو مشاهده نمی گردد که علاوه بر هزینه تحمیل خرید کاه و جو و علوفه دامی بابت چرای خاک و شنهای کوهها حق چرا هم پرداخت شود؟ آیا این قشر مولد محروم از همه امکانات، حتی امنیت جانی و مالی که شب و روز در بیابانها تلاش زندگی دارند، نباید به نوعی تحت حمایت باشند؟
آیا مدیری به این فکر نیست که پس از اخذ وجه بهره مالکانه مجوز بهره برداری از معادن سنگ کوههای هفتکل تا نفت سفید را به انگشت شماری متمکن دارای ماشین چکش هیدرولیکی واگذار نموده است که این امر موجب بیکاری صدها نفر سنگ شکن که سالهای سال با پتک آهنی و دیلم و بیل و کلنگ با شغل سنگ شکنی و فروش سنگ هزینه زندگی فقیرانه خود و خانواده را تامین می کردند، بیکار شده اند؟
چرا آن مدیر به فکر این نبود که پیشنهادی ارائه نماید تا در قالب ایجاد شرکتهای تعاونی و حمایت و پرداخت تسهیلات بانکی وخرید ماشین چکش هیدرولیکی، مجوز بهره برداری از معادن سنگ را فقط به این گونه تعاونی ها واگذار شود.
آری تا دل نسوزد، اشک از چشم سرازیر نخواهد شد، تا مدیری دلسوز مردم در شهرستان هفتکل نباشد و تنها به فکر خود از هر نوع که باشد، نتیجه آخر آن است که هفتکل همانند نفت سفید ویران و فقر بیش از این دامنگیر مردمش خواهد شد.
اینجانب محمد قربانی زادروز 22 امرداد 1319 در روستای نمره 2 هفتکل چشم به این دنیا گشودم . آرمانم از ایجاد این وبلاگ پیش کش نمودن زیبائی ها و بیان فرهنگ ایلی و روستائی و تفاوت با فرهنگ مدنیت می باشد.