چاه نفت شماره 14 هفتکل در کنار جاده ماشین رو به طرف چهارراه هفتکل،باغملک،مسجد سلیمان و اهواز می باشد.

در سالهایی که کوه ها،دره ها،دشت و دمن اطراف هفتکل همانند شهر هفتکل پر خیر و برکت بود و خشم طبیعت و مدیران زمان دامن گیر مردم و دیارم نشده بود در نزدیکی این چاه برکه کوچکی از آب وجود داشت که محل آبشخور گله گوسفندان روستای نمره 2 بود.

به دلیل وجود زالوهای فراوان در آن برکه،صاحبان گله و یا چوپانان پس از چرا مجبور بودند با کاسه و لگن،از آب آن برکه برداشت و آب خوردن گله را تامین نمایند.در غیر این صورت گله گوسفندان به زالو گرفتگی مبتلا می شدند.

با این شرایط کمتر چوپانی و یا صاحب گله ای گله خود را جهت چرا به آن اطراف می برد.

ضمنا در آن حوالی هم آبی وجود نداشت که مورد آبشخورگله گوسفندان باشد.

یک روز سطل آبی به همراه پارچه توری به عنوان کلکتور از خانه روستایی پدرم برداشتم و عازم دره تنباکوکال در حوالی چاه نفت شماره 24 هفتکل شدم.در آنجا چندین برکه آب پر از ماهی بود.سطل را پر از آب برکه نمودم سپس با توری (کلکتور) بیش از 150 ماهی کوچک گرفته و به درون آب سطل ریختم آنگاه راهی محل برکه آب زالو دار چاه نفت شماره 14 شدم.

آب سطل را با تمام ماهی ها به درون برکه آب زالودار ریختم.

از آنجایی که آب این برکه در چهارفصل وجود داشت و لارو زالوها توسط ماهی ها خورده می شد و از طرفی عمر زالوهای والد و والده بنابه بارش باران و گذر سیل در مسیل برکه بیش از یکسال نبود،در سال بعد و سالهای واپسین،آب این برکه برای همیشه از وجود زالوها  پاک و به خاطر شیرین بودن،آب آن برکه بهترین آبشخوربرای گوسفندان روستایم از جمله گله پدرم بود.

هدف از نگارش این مطلب آن است که بگویم چگونه من ،آن همه زالو ها را از بین بردم اما زالو صفتان جامعه بشری به حیات خود ادامه میدهند!؟