قانون
قبل از آنکه قوانین مصوب مدنی در کل جامعه جاری و ساری شود در ایل و روستا هر گونه اختلاف از طریق عرف حکمیت میشد و بنا به حسن اجرای عرف در بعضی موارد که معنا بخشیدن به عدالت را داشت ذیلاً بیان میگردد.
در یک خانواده ایلی و روستایی وقتی فرزندان ذکور به بلوغ سنی می رسیدند ، پدر خانواده علاوه بر تأمین هزینه جشن عروسی ، تعدادی از احشام خود را که شامل میش ، بز ، گاو و الاغ بود به پسرش می بخشید تا او زندگی جداگانه ای از خانواده پدرش داشته باشد. این روند برای دیگر فرزندان ذکور شامل بود و نیز هر یک از دختران خانواده هم که به خانه بخت می رفتند ضمن مقرر نمودن وجه نقد و یا تعدادی گوسفند بعنوان شیربها از سوی خانواده داماد به خانواده عروس تحویل تا از محل وجه مورد اشاره و یا فروش گوسفندان جهیزیه دختر تهیه و علاوه بر جهیزیه خریداری شده چندین قطعه شامل : قالی ، گلیم ، جاجیم و دیگر بافتنی ها از سوی خانواده عروس بدرقه عروس میشد و بدین ترتیب فرزندان خانواده ، ایل و روستا تشکیل زندگی میدادند و مابقی دارایی مانده در یک خانواده متعلق به آخرین فرزند ذکور خانواده بود . چون آخرین فرزند علاوه بر تشکیل خانواده میبایست در جوار زندگی خود پدر و مادر را هم نگهداری و زحمات و مشکلات دوران پیری پدر و مادر را به عهده داشته باشد.
اگر فرزندان یک خانواده همه دختر بودند در این حالت در صورت موافقت ، یکی از پسران فامیل را بعنوان " هم بهر " انتخاب و با عقد و ازدواج آن پسر با یکی از دختران خانواده ، آن پسر در حکم آخرین فرزند ذکور خانواده ایفای نقش داشت.
حال اگر تمام فرزندان ذکور خانواده شاغل بودند ، پس از ازدواج بهره ای از اموال خانواده پدری داشتند، به نحوی که هر یک از فرزندان که حاضر به نگهداری از پدر و مادر پیر خود بودند بعد از تأدیه سهم فرزندان مایملک باقیمانده پدر و مادر از آن فرزندی بود که پدر و مادر را در کنار خود داشته باشد.
چرا در قانون مدنی مربوط به تقسیم ارثیه اموال و دارایی های پدر و مادر متوفی ، همه فرزندان در سهم مقرر یکسان تعیین شده است ؟ آیا فرزندی که عصای دست والدین خود و در کنارشان تسکین بخش آلامشان میباشد با فرزند یا فرزندانی که به دور از پدر و مادر افتاده حال زندگی میکنند و تنها در زمان فوت آنها جامه ای به رنگ سیاهی دل خود به تن میکنند نباید فرقی باشد؟
آیا سزاوار است به حکم قوانین مصوب مدنی ماترک پدر و مادر به فرزند یا فرزندانی تعلق گیرد که فاقد مهر و محبت به والدین پیر و ناتوان خود هستند و همانند کرکس لاشخور در کنار جسمی که آخرین لحظه های زندگی خود را میگذراند در انتظار نشسته باشد تا پس از جان دادن آن جسم متمتع از میراث وی گردد ؟
اینجانب محمد قربانی زادروز 22 امرداد 1319 در روستای نمره 2 هفتکل چشم به این دنیا گشودم . آرمانم از ایجاد این وبلاگ پیش کش نمودن زیبائی ها و بیان فرهنگ ایلی و روستائی و تفاوت با فرهنگ مدنیت می باشد.