دیارم

دل نوشته های من

کشک و قارا

در ایل و روستا همانند جامعه شهری عملکرد بازیافت انجام می پذیرد.بازیافت مورد بحث نحوه تهیه کشک و قارا می باشد که ار دوغ بدست می آید.

ابتدا دوغ را در دیگ ریخته و پس از جوشانیدن دوغ و تبخیر قسمت زیادی از آب دوغ پخته و خنک کردن محتوای دیگ را درون کیسه ای از پارچه سفید چلوار می ریزند،با بستن دهان کیسه آنرا از نقطه ای آویزان و دیگی را در زیر کیسه قرار می دهند تا آب درون دوغ پخته در دیگ ریخته شود آنگاه با دست از محتوای درون کیسه گلوله هایی به نام کشک و به اندازه ی حجم یک گردو ساخته می شوند سپس کشکهارا روی پارچه فرش و پس از خشک شدن در مقابل تابش خورشید کشک هارا درون کیسه ای ریخته و به مصرف می رسد.
جهت مصرف کشک به عنوان یک وعده غذا چندین کشک را همراه با مقداری آب درون هاون چوبی ریخته و با تیرِ نان پزی و سیخک نان برگردان کشک های درون آب و هاون را می کوبند،پس از حل کلیه کشکها محتوای هاون را به داخل کاسه و یا پیاله ریخته و سپس با اضافه کردن پیاز و خیار رنده شده و مقداری پونه و تریت نان خرده صرف جان می شود.

و اما قارا _آب تراوش شده از کیسه دوغ پخته که در دیگ جمع شده است روی اجاق آنقدر جوشانده می شود تا ماده ای همانند شیره سفت و به رنگ سیاه بدست آید آنگاه شیره قوام یافته را در معرض افتاب قرار می دهند تا همانند قیر سفت شود.این فراورده را در ترشیجات استفاده و یا با حل کردن آن و تریت نان خرده مصرف غذایی دارد.

جامعه شهری می داند که ما مردم ایل و روستا بعضا بخاطر سد جوع کشک می ساییم هروقت جهت انجام اموری به ادارات جامعه شهری مراجعه می نماییم به ما می گویند برو برو خواسته شما طبق بند (طناب)و ماده(نر) قانون من درآوردی امکان پذیر نمی باشد بهتر است بروید کشکِ تان را بسایید یعنی اینکه بروید پی کارتان،یعنی اینکه چون بیکار هستید کشک سایی کنید.حق هم دارند شغل و درآمد از منابع عمومی ازآن جامعه شهری و بیکاری و کشک سایی و محرومیت از منابع عمومی ازآن جامعه ایلی و روستایی باشد.

باز خوشحالی ما جامعه ایلی و روستایی آن است که اگر با کشک سایی ارتزاق می کنیم ولی مثل شما جامعه شهری ساندویچ هات داگ(سگ گرم)نوش جان نداریم.

+ نوشته شده در  91/11/07ساعت 23:50  توسط محمد قربانی  | 

نی لبک

نی لبک

مردم ایل و روستا بنا به ساختار زندگی خود خارج از قید و بند های جامعه شهری در کوه و بیابان و در طبیعت زندگی می کنند و با الهام از زیبایی های طبیعت شمای چشمه و کوه و آهو    یا گل و کبک و تیهو را با تار وپود و رج در فرشی همچون قالی به تصویر می کشند.همان گونه که جامعه شهری به اصطلاح مدرن با چت و یا بلوتوث و مسیج ارتباط متقابل دارند، جوانان ایل و روستا هم در دوران دلدادگی آندم که در سینه کش کوهی مستمع صدای قهقه کبک و یا چهچه بلبلی به نام کمرکلی را هستند سعی در تقلید صدای این نوع پرندگان را دارند و با تمرین ارتعاشات تارهای صوتی گلو و یا با آوای نی لبک حرف دل به دلدادگان بیان می دارند.

نی لبک قطعه ای از نی حداکثر به طول 25سانتیمتر با یک بند و دارای 6 سوراخ می باشد.نواختن آن همانند نواختن نی هفت بند کلاسیک نمی باشد که با دندان و زبان نواخته شود بلکه همانند نی هفت بند چوپانی با دو لب نواخته می شود.شنیدن آوای نی لبک در صبح گاهان و عصر هنگام بسیار دلنشین است

اگر در ایل و روستا جوانی دلداده و از هنر نی لبک نوازی برخوردار باشد و نتواند رویاروی دلداده اش هم کلام شود در سینه کش کوه با دمیدن در نی لبک و با رقص انگشتانش روی سوراخهای نی لبک پیامش را می دهد در مقابل دختر جوان به بهانه آوردن آب از چشمه خارج از حضور و هم مقام با آهنگ برآمده از نی لبک با صوت زیبا و ترنم شعر ترکی همخوانی می کند.

       قارشه ده‌کی داغدا گؤزه‌ل کیلیگ سسله‌نیر             ایاقیوندا    قویون-قوززی   بسله‌نیر

       سن      آغلاما   کورپیکلرینگ    ایسله‌   نیر              قوی  من  اؤله‌م  اوندا   گَل   آغلا


         ترجمه:

        در سینه کش کوه مقابل کبکی صدا دارد                  در دامن کوه میش و بره پرورش  میابد

        تو  گریه مکن  مژگانت  خیس  می شو د                بگذار من  بمیرم  آن  وقت بیا  گریه کن

+ نوشته شده در  91/11/01ساعت 1:24  توسط محمد قربانی  |